اي خــــــــــدا! - دختري در راه آفتاب

اي خدا! ستايش مخصوص توست به خاطر پرده پوشي تو بعد از علمت به گناهانمان، و به خاطر گذشتت بعد از آگاهيت به کردار بندگان؛ هر يک از ما به بد کاري مشغول است اما تو او را به اعمال بدش مشهور ننمودي؛ و مرتکب گناه و افعال زشت است، و تو او را مفتضح و رسوا نساختي و بدکاري هايش را از نظرها پنهان داشته و کسي را بر آن آگاه ننمودي.

اي خدا! چه بسيار نهي تو که آن را بجا آورديم و چه بسيار سيئات که کسب کرديم و چه خطاها که مرتکب شديم و تنها تو بر آن مطلع بودي نه هيچ ناظر ديگر، در صورتي که فوق هر قدرتي قادر بودي که آن قبايح را آشکار سازي؛ اما عفو و بخشايشت جلوي چشم بينندگان حجاب گرديد و از شنيدن آن خطاها، جلوي گوش خلق سد محکم کشيد.

پس اي خداي کريم! آنچه از عيب و عارهاي ما که مستور کردي و نواقصي که مخفي نمودي آن را واعظ ما قرار ده و موجب انزجار و دوري از بدخويي ها، و سبب ترک خطاها بگردان و سبب تلاش براي توبه محو کننده ي گناهان و پيمودن طريق پسنديده قرار ده.

و وقت اين توفيق را به ما نزديک ساز و ما را به غفلت از ياد خود دچار مساز که اي خداي من! ما به تو، شوق و رغبت قلبي داريم و از گناهان، پشيمان و تائب هستيم.

و خدايا! درود فرست بر برگزيده ات از همه خلايق، حضرت محمد مصطفي و عترت پاکش که برگزيده از تمام خلقند و ما را هم از کرامت پذيرنده ي تعليمات و مطيع دستورات آنان قرار ده، همان گونه که خودت امر فرمودي. 
                                                                                               صحيفه ي سجاديه

پي نوشت: قرار بود تا بعد از امتحان هام نيام اينترنت، منتها براي انجام کاري اومدم و گذارم افتاد به مديريت وبلاگ و پيام هاي ارسالي!
مدتها قبل توي يه وبلاگ يه کامنت گذاشته بودم؛... ديدمش! خوندمش! دوباره خوندمش، يه بار ديگه خوندمش! بازم خوندمش!...
واي خداي من چقدر زيباست؛ کلمه به کلمه اش رو دوست دارم، با تک تک کلمه هاش گريه کردم، به خيلي چيزها فکر کردم...

اون کامنت همين دعاييه که در بالا آوردمش!
         
                                     خدايا ببخش!



نویسنده » ف الف » ساعت 11:47 عصر روز جمعه 27 ارديبهشت 1387